افسانه های منتسب به شیخ بهایی

افسانه های شیخ بهایی

به قلم مهرداد موسوی خوانساری

ابعاد مختلف شخصیت شیخ بهایی، امروزه افسانه ساز شده است

در سردابه یکی از مقبره های مشهور قبرستان تخت فولاد در اصفهان، جمله ای ظاهرا با خون بر دیوار نوشته شده است. گفته می شود این دستخط بهاء الدین محمدبن حسین عاملی است که بعدها به شیخ بهایی ملقب شد. او شبهای طولانی در این سردابه که درواقع چله خانه مقبره بابارکن الدین است، به چله می نشسته و به راز و نیاز می پرداخته است. شیخ بهایی اما خیلی بیش از آنکه در عرفان و سیر و سلوک مشهور باشد، به خاطر فعالیت های عمرانی و مهندسی اش شناخته شده است. از تقسیم آب زاینده رود وطوماری که به او نسبت می دهندتا برخی از طراحی های معماری مسجد جامع عباسی، شیخ بهایی را در قامت یک مهندس و ریاضی دان در تاریخ صفوی ماندگار کرده است.

طلسم آبادانی اصفهان

ایرانیان عادت دارند دستاوردهای تاریخی خود را که نام صاحبانش در گذر تاریخ گم شده، به اشخاص مشهوری در هر دوره نسبت دهند. بدین ترتیب شیخ بهایی هم در ردیف اشخاصی نظیر سلیمان نبی، جمشید شاه پیشدادی و شاه عباس قرار می گیرد. بسیاری از بناهایی که از دوره صفویه در اصفهان باقی مانده ده ها سال پس از مرگ شاه عباس کبیر ساخته شده اما ایرانیان همه دستاوردهای دوره صفوی را در یک نام خلاصه می کنند و میگویند:«این را شاه عباس بنا کرده». کاخ های مشهور عالی قاپو، چهلستون و هشت بهشت از این دست بناها هستند که شاه عباس نقشی در شکل گیری بنایی که امروزه از آنها باقی مانده نداشته است. شیخ بهایی نیز همواره در طول تاریخ منشا افسانه های بسیاری بوده است. می گویند او به علوم غریبه آگاهی داشته است. البته نوشته های خود شیخ درباره این علوم موجود است اما آیا احاطه وگرایش وی در این زمینه آنقدر بوده که کوه صفه اصفهان را با طلسم آبادانی اصفهان گره بزند!؟ گویا روایتی ازخود شیخ بهایی بدین ماجرا دامن زده است:«…در سَنَۀ هزار و ششم (قمری)…طلسمی از شَرَف شمس…(مُندرِج در جدول ششگانه) و حروف نام اصفهان و… دو سورۀ مبارکۀ کَوثر و نَصر نوشتیم، که قِرائت و کتابتِ هریک از آندو، راز غلبه بر خصم و حاسِدان است». سپس شیخ بهایی به دنبال مکان مناسب نصب طلسم می گردد:«… و نیمروزی وقت ما در صعود از کوه صفه و یافتن مکانی درخور آن، که پنهان از چشم دزدان و دشمنان باشد و نصب آن سنگ در آنجا، صرف گشت؛ تا در این صُعودِ مسعود، بهترین مَوقِع بر بالای صخره ای صَعبُ العبور انتخاب شد، که خود نتوانستیم بپیمائیم؛ بل، فرّاشان سلطانی، چون پلنگ خروشان، برآنجا جَسته و سنگ طلسم را به سارُوج چنان محکم نصب ساختند که تا قیامت کسی نتواند… آنرا از جای برکنار نماید! وهرکه قصد آن کند، از کوه صُفّه واژگون فروافتد و هلاک شود! … و چُنان نصب شد که مُشرِف باشد بر شهر اصفهان، از آن نقطۀ کوه که تمام شهر دیده شود». کاربری طلسم را شیخ در شعری به سروده خودش بیان می کند:«چون صَفاهان شده از لطف سِکَندَر بُنیان/صَفَویّه زده برخاتَمِ آن نقشِ جَهان/ اَمر ِعبّاس کبیرش به بهاء الدّین است/ تــا کـــــنـــد چـــــارۀ آســــــودگی مــــــردم آن/ به طلسم جَبَل صُفّه، نـــمـــودم آنـــــــــرا/ زِ بلایای سماوات و زمین، امـــن و امــان!». 

شمعی در حمام

افسانه حمام افسانه ای شیخ بهایی هم که دیگر ورد زبان همه هست. امروزه در بافت تاریخی و فرسوده پشت مسجد جامع عتیق اصفهان، ویرانه های حمامی به چشم می خورد که نام شیخ بهایی را بر سر در خود دارد. این حمام همواره منشا افسانه های زیادی بوده. معروف ترین آنها این که گفته می شود، بر اساس محاسبات دقیق شیخ بهایی، گلخن این حمام تنها با یک شمع روشن می شده و آب خزینه را برای همیشه گرم نگه می داشته است. احتمالا مخزن آب حمام از طلا بوده که به دلیل راسانایی زیادش، گرمای شعله شمع را به خوبی منتقل می کرده است. و همین طلای مطلا افغانها را به طمع می اندازد و همین که گلخن را می گشایند، شمع افسانه ای خاموش می شود و دیگر روشن نمی شود. امروزه مدلهایی برای این حمام طراحی شده تا مکانیسم پیچیده گرمایش آنرا شرح دهد. فاضلاب مسجد جامع و گاز متانی که از آن متصاعد می شود یکی از اصلی ترین فرضیه های سوخت رسانی به گلخن حمام است. اما در واقع هیچ سند و مدرک معتبری درزمینه تاریخچه این حمام وجود ندارد.

او یک انسان بود…

امروز اگر سری به مسجد جامع عباسی در ضلع جنوبی میدان نقش جهان بزنید، در آنجا سنگی ذوزنقه خواهید دید که در واقع کاربری یک ساعت آفتابی را دارد. می گویند محاسبات مربوط به نصب این سنگ توسط شیخ بهایی انجام شده. طوماری هم امروزه در دست است که تقسیم آب زاینده رود به 33 سهم را صورتبندی کرده است. علی رغم اینکه سبک نگارش و وجود برخی اسامی در این طومار، قدمت را به دوره قاجار نسبت میدهد، اما این سند به طومار شیخ بهایی مشهور شده است. درست مانند مدرسه با شکوه چهارباغ که ساخت آنرا در برخی منابع به شیخ بهایی نسبت می دهند در حالیکه، شیخ یکصد سال پیش از بنا شدن این مدرسه از دنیا رفته است! درهر صورت آنچه از شیخ بهایی برجای مانده است فارغ از تار و پود افسانه هایی که او را احاطه کرده، خدمات علمی و عام المنفعه ای است که نام این شخصیت برجسته عصر صفوی را ماندگار می سازد. وی با اینکه سعی می کرد خود را چندان آلوده سیاست های دربار صفوی نکند اما تا جایی که می توانست از نفوذ خود در دربار برای خدمت رسانی به مردم سود می جست. شاید همین شخصیت خیرخواه وی بود که بر اساس روایت ملا محمدتقی مجلسی تاریخ مرگ خود را نیز در مکاشفه ای دریافته بود. روزی که شیخ در حال عبادت در مقبره بابارکن الدین بود چنین شنید: «اي شيخ به فکر خود باش». شیخ بهایی پس از این مکاشفه تا شش ماه بعد که در تاریخ دوازدهم شوال 1030 قمري در اصفهان چشم از دنیا می بندد و در مشهد دفن می شود، مشغول عبادت و توبه و راز و نیاز با معبود می شود. و اینگونه است که از جبل عامل لبنان تا اصفهان وسرانجام مشهد مقدس، شخصیت شیخ بهایی آمیزه ای از واقعیت و افسانه را تشکیل داده است.

منابع

کشکول شیخ بهایی

نصف جهان فی تعریف الاصفهان:محمدمهدی ارباب

جغرافیای اصفهان : میرزا حسین خان تحویل دار

 

ارسال یادداشت و مقالات به شماره 09981287472 در واتس آپ جهت انتشار در وب سایت موسسه رویش جوانه های نقش جهان

Previous Next
Close
Test Caption
Test Description goes like this
اسکرول به بالا
موسسه رویش جوانه های نقش جهان